♋ همه چیز درباره ی همه چیز ... ♋

همه چیز درباره ی همه چیز

مفاهیم رازآلود داستان پینوکیو

“پینوکیو” ٬یکی از آثار کلاسیک کمپانی دیزنی ٬ در سال ۱۹۴۰ اجازه ی پخش یافت و هنوز هم مورد توجه کودکان و بزرگسالان بسیاری در سراسر جهان قرار دارد . با این حال ٬ داستان این عروسک چوبی خیمه شب بازی در بر دارنده ی یک تمثیل عمیق معنوی بر مبنای آموزه های سری می باشد که به ندرت در باره ی آن صحبت شده است . در این مقاله ٬ به منشاء این داستان و لایه های پنهان آن خواهیم پرداخت.


آیا باور میکنید پینوکیو یکی از عمیق ترین فیلمهائی ست که تاکنون دیده اید؟ آیا این داستان کنایه ای از عالم روحانى و جوامع مدرن بود؟ آیا شما متوجه اشاراتی شده اید که به اسرار مکتوم رهنمون می شد؟

دیگر نیازی به گفتن ندارد که امروزه این فیلم در فرهنگ عامه دارای  چه جایگاه ویژه ای است . اصلاً :

- چند درصد از مردم این فیلم را ندیده اند؟

-از طرف دیگر ٬ چند درصد از مردم از مفاهیم پنهان در این داستان اطلاع دارند؟

در پس داستان یک عروسک خیمه شب بازی که سعی می کند پسر خوبی باشد٬ یک تمثیل عمیق معنوی نهفته  که ریشه در مکاتب سری علوم ماورائی دارد. از دید یک تازه وارد٬ این داستان کودکانه درباره ی “خوب بودن” ٬ که پر از درسهائی از قبیل “دروغ نگفتن” است ٬ به نیاز بشر برای کسب خرد و روشن ضمیری اشاره دارد . فضای بی رحم داستان پینوکیو٬ یک منظره ی ترسناک و ظالمانه از دنیای مدرن ما را نمایش داده و شاید راه فرار از دام ها وخطرات آن را تبیین می کند . با توجه به پیشینه ی نویسنده ی این داستان و مراجعه به منابع  کتب ادبی می توان به مفهوم اسرار آمیز پنهان در ماجراهای پینوکیو پی برد.

 

منشاء داستان پینوکیو

 

کارلو لورنزینی مشهور به کارلو کولودی که معروفترین اثرش همین داستان پینوکیو است!

داستان پینوکیو در ابتدا توسط کارلو لورنزینی (با نام ادبی کارلو کولودی)٬ بین سالهای ۱۸۸۱ و ۱۸۸۳ در ایتالیا نوشته شد . لورنزینی کار نویسندگی را با نوشتن طنزهای سیاسی برای روزنامه آغاز کرد (روزنامه های Il Lampione و Il Fanfulla ). در سال ۱۸۷۵ ٬ او وارد دنیای ادبیات کودک شد و از این راه برای انتقال عقاید سیاسی خود بهره جست . بعنوان مثال سری داستانهای “Giannettino” غالبا به وحدت ایتالیا اشاره دارد.

 لورنزینی بسیار علاقه مند بود که از یک کاراکتر مهربان و دوست داشتنی  و در عین حال متقلب وگستاخ برای بیان اعتقادات خود بصورت تمثیل وار استفاده کند. در سال ۱۸۸۰ او شروع به نوشتن Storia di un burattino (=داستان یک عروسک خیمه شب بازی) کرد که بعدا به ماجراهای پینوکیو شهرت یافت . این داستان بصورت هفتگی در روزنامه ی  Il Giornale dei Bambin (اولین روزنامه ی مخصوص کودکان در ایتالیا) چاپ می شد.

ماجراهای پینوکیو٬ یک داستان تخیلی است که ماجراهای یک عروسک خیمه شب بازی لجباز و کله شق را در مسیر تبدیل شدن به یک پسر واقعی بیان می کند . این داستان در سال ۱۸۸۳ به چاپ رسید.

آثار لورنزینی تنها سیاسی نبودند . نوشته های او ٬ بخصوص ماجراهای پینوکیو٬  شامل جنبه های متافیزیکی نیزهست که غالبا از دید خوانندگان پنهان می ماند .  واقعیت مهمی که باید به آن توجه ویژه داشت این است که عمق آثار لورنزینی از آنجا روشن می شود که بدانیم او یک فراماسون فعال بوده. درمقاله ای با نام Pinocchio, mio Fratello (=پینوکیو٬ برادر من) ٬ یک فراماسون ایتالیائی به نام جیووانی مالولتی (Giovanni Malevolti) پیشینه ی ماسونی لورنزینی را چنین شرح می دهد:

 “ورود کارلو کولودی به فراماسونری ٬ بااینکه در هیچ سند رسمی ثبت نشده ٬ از سوی همگان موضوعی پذیرفته شده و قابل استناد است . آلدو ملا٬ یک غیر فراماسون است که عموما به عنوان تاریخ نگار رسمی فراماسونری شناخته می شود . وی با اطمینان ورود این نویسنده به تشکیلات ماسونی را تائید می کند . علاوه بر این ٬ وقایع زندگی کولودی نیز بر این فرضیه صحه می گذارد: از جمله ی این اتفاقات٬ تاسیس یک روزنامه با نام  “ Il Lampione” (=دیدگاه) در سال ۱۸۴۸ بود که توسط خود لورنزینی چنین توصیف گردید: “روشنی بخش کسانیست که در تاریکیها سرگردان هستند”؛ وی همچنین خود را بعنوان “مرید دو آتشه ی ماتزینی” که یک فراماسون برجسته ی ایتالیائی و نیز یک انقلابی بود ٬ معرفی می کرد.

نام کولودی را می توان در سندی که توسط گرند لژ تمام انگلستان منتشر شده و در آن لیستی از فراماسونهای مشهور گردآوری گردیده ٬ مشاهده کرد.

مالولتی ادامه می دهد:

 “دو راه برای خواندن داستان”ماجراهای پینوکیو” وجود دارد . راه اول ٬ که من آن را “خواندن عوامانه” می نامم ٬ این است که خواننده که به احتمال قوی یک کودک است ٬ راجع به زندگی ناگوار یک عروسک خیمه شب بازی چیزهائی می آموزد . اما راه دوم٬ خواندن داستان از نقطه نظر ماسونی بوده که نماد گرائی عمیق آن مکمل روایت ساده و خطی وقایع است”

لورنزینی داستان پینوکیو را در ادامه ی مسیر عقاید کهن مذکور در متون سری نوشت : یک داستان ساده که مورد توجه توده ی مردم قرار می گیرد و مفاهیم پنهان خود را تنها برای “کسانی که در جریان هستند” فاش می کند .

 

تحلیل فیلم

 

 

در این مقاله انیمیشن پیونکیو ساخته ی والت دیزنی مورد بررسی قرار گرفته تفاوت های بسیاری میان کتاب کولودی و فیلم کمپانی دیزنی وجود دارد . در فیلم ٬ مسیر داستان ساده تر شده و پینوکیو تبدیل به شخصیتی ساده ٬ خوش گذران و بی خیال می شود در صورتی که در کتاب اصلی کاراکتری خودسر ٬ ناسپاس و کله شق دارد . با این حال ٬ تمام عناصر اصلی در فیلم حضور دارند و پیام نهفته در کتاب دست نخورده باقی مانده است . ضمن این که این انیمیشن با انیمیشنهای پینوکیو ی دیگر کمپانیها و مورد نمایش در آمده توسط صدا و سیمای ایران تفاوت چندانی ندارد .

 

پیدایش پینوکیو

 

فیلم با ژپتو آغاز می شود ٬ یک نجار و عروسک ساز ایتالیائی که در حال تراشیدن یک قطعه چوب برای ساختن یک عروسک خیمه شب بازی است . او این عروسک را به شکل یک انسان می سازد ولی عروسک موجودی بی جان است . ژپتو به نوعی نماد خالق(“Demiurge”) افلاطون و دیگر فلاسفه است. “Demiurge” واژه ای یونانی بوده و به معنای سازنده٬ صنعتگر و یا استادکار می باشد . به بیان فلسفی٬ خالق یا سازنده “ خدای کوچکتر” جهان مادی است ؛ او کسی است که موجودات ناکامل را که تسلیم دامها و حیله های دنیای مادی می شوند ٬ خلق می کند . خانه ی ژپتو پر از ساعتهائیست که خود او آنها را ساخته . همانطور که می دانید ٬ ساعت وسیله ی سنجش زمان ٬ یعنی یکی از بزرگترین محدودیت های جهان مادی ما است .

“خارج از عالم روحانی که به خالق یا موجود فناناپذیر منحصر است ٬ ما بخاطر خلق وجود فیزیکی خود٬ نسبت به کسی که ما را خلق کرده مسئول بوده و می بایست برای ایجاد ارتباط با او رنجهائی را متحمل شویم  ” منلی پی هال٬ آموزه های سری تمام اعصار

ژپتو یک عروسک خیمه شب بازی ساخت و سپس متوجه شد که به کمک “خدای بزرگتر” نیاز دارد تا بارقه ی الهی مورد نیاز برای تبدیل شدن عروسک به یک “پسر واقعی” را به پینوکیو اعطا کند . به بیان رمزی ٬ پسر واقعی نماد انسان روشن ضمیر می باشد . خوب ٬ حالا او چه می کند؟  “او روبروی یک ستاره زانو زده و دعا می کند”. او از خدای بزرگتر (معمار بزرگ ماسونها) می خواهد تا با نیروی الهی خود در جسم بی جان پینوکیو روح بدمد.

آیا این ستاره همان صبح ٬ ستاره ی مقدس فراماسونریست؟

نکته ی جالب توجه اینجاست که سالها بعد و در سال ۲۰۰۹ در انیمیشن ۹ که با همکاری تیم برتون ساخته شد ، شخصیت مشابه ژپتو نه با دعا بلکه با استفاده از روشهایی کابالیستی به تعدادی عروسک جان میبخشد ، البته انیمیشن ۹ نه در این مورد و نه درموارد دیگر به هیچ عنوان دست به بیان مفاهیم بصورت نمادین نمیزند .

 “پری آبی” که ما او را با نام فرشته ی مو آبی میشناسیم٬ نماینده ی خداست و به زمین می آید تا به پینوکیو فهم کیهانی و یا از منظر عرفا “عقل” را اعطا نماید.

“این عقیده مورد پذیرش عرفای مسیحی است که رستگاری بشریت با نزول عقل امکان پذیر است. عقل که والاترین وجود روحانی مافوق خالق بوده و قابلیت ورود به سرشت انسان را دارد٬ ابدیت آگاهانه را به موجودات خلق شده توسط خالق اعطا می کند. “همان منبع

پری افسونگر  نعمت حیات و اختیار  (دقیقاً همانند یک انسان) را به پینوکیو اعطا می کند . حالا با وجود اینکه او زنده است ولی هنوز یک “پسر واقعی” نیست . مکاتب سری می آموزند که زندگی تنها پس از روشنیدگی آغاز می شود . هر چیزی غیر از این ٬ بجز فرسایش تدریجی نیست . زمانیکه پینوکیو می پرسد “آیا من یک پسر واقعی هستم؟” پری پاسخ می دهد ”نه پینوکیو٬ اینکه آرزوی ژپتو بطور کامل درباره ی تو محقق شود کاملا به خودت بستگی دارد . ثابت کن که شجاع٬ راستگو و متواضع هستی؛ در اینصورت ٬ روزی تو یک پسر واقعی خواهی شد”.

موضوع اعتماد به نفس و تزکیه ی نفس نه از ادیان الهی بلکه قویا از آموزه های شبه عرفانی و ماسونی الهام گرفته شده است: رستگاری روح چیزیست که از خویشتنداری ٬ خودآگاهی و قدرت اراده ی بسیار قوی حاصل می شود . ماسونها بطور نمادین٬ این فرایند را به زبری اولیه و تکامل نهائی سنگ صیقل داده شده تشبیه می کنند.

 “ در تفکر فراماسونری٬ یک سنگ زبر استعاره از اولویت یک فراماسون ناآگاه برای یافتن روشنی است. یک سنگ صیقلی نماد فراماسونیست که با استفاده از آموزه های ماسونی٬ برای رسیدن به یک زندگی شرافتمندانه تلاش می کند وتمام کوشش خود را برای کسب روشنی انجام می دهد . در مرتبه ی “همکار صنعتگر” ما شاهد استفاده از سنگهای زبر و صیقل یافته هستیم . درسی که باید آموخته شود این است که بوسیله ی آموزش و کسب آگاهی٬  شخص می تواند به وجود روحانی و معنوی خود دست یابد. همانند انسان ٬ هر سنگ زبر در ابتدا موجودی ناکامل است . با آموزش٬ جلب محبت و عشق برادرانه٬ انسان می تواند سنگ وجودی خود را به شکلی  در آورد که مطابق نمونه ی مجازی آزموده شده و در حدود مرزهای خویش که موهبتی از جانب خالق است محدود شده باشد.” لژ تعلیمات ماسونی

به همین صورت که ماسونها فرایند روشنیدگی را با تبدیل یک سنگ زبر به سنگی صاف نشان می دهند٬ پینوکیو سفر خود را از تکه چوبی بی شکل آغاز و بسوی هموار کردن وجود خود گام بر می دارد تا در نهایت به یک پسر واقعی تبدیل شود. هر چند که هیچ چیز او را خراب نمیکند. یک فرایند کیمیا گونه ی درونی  برای  اینکه او سزاوار روشنیدگی شود مورد نیاز است. او باید وارد زندگی شده٬ با وسوسه های آن مبارزه کند و با استفاده از وجدان و ضمیر خود (که بصورت جیمینی جیرجیرک تجسم یافته) راه درست را انتخاب نماید.قدم اول این است که او باید به مدرسه برود(نماد آگاهی). پس از آن٬ وسوسه های زندگی به سرعت بر سر راه پینوکیو قرار می گیرند.

 

وسوسه ی شهرت و ثروت

 

 

در مسیر مدرسه ٬ پینوکیو به روباه مکار و گربه بر می خورد که او را تحت عنوان “راهنمائی به سوی مسیر ساده ی موفقیت” فریب می دهند . علیرغم هشدارهای وجدان خود٬ این عروسک خیمه شب بازی اغوا شده و در نهایت توسط آنها به استرومبلی که صاحب یک خیمه شب بازی دوره گرد بود٬ فروخته می شود.

پینوکیو در خلال اجرای نمایش٬ با جوانب مثبت این “راه آسان” که عبارت بودند از شهرت٬ ثروت و حتی عروسک های زن زیبا آشنا می شود.

ولی پینوکیو به زودی متوجه هزینه ی سنگین این موفقیت ظاهری می گردد: او دیگر نمی تواند پدر (خالق) خود را ببیند٬ پولی که او بدست می آورد تنها استرومبلی  که “گرداننده” ی اوست را ثروتمند می سازد٬ و در نهایت سرنوشتی که پس از کهنه شدن در انتظارش است را مشاهده می کند.

این یک تصویر ترسناک از عقبت ستارگان مشهور نیست؟ اساساً او چیزی بیشتر از یک عروسک خیمه شب بازی نیست . پس از مشاهده ی ماهیت حقیقی این “راه سهل الوصول”٬ پینوکیو متوجه موقعیت ناراحت کننده ی خود می شود.او به لطف گرداننده ی ظالم خود ٬مانند یک حیوان در قفس زندگی می کند.او با فروش روح خود فریب خورده بود.

پس از آن پینوکیو به وجدان و ضمیر آگاه خود باز می گردد(جیمینی جیرجیرک و در یک نسخه دیگر جوجه اردکی به نام جینا) و سعی می کند از آنجا فرار کند. با این حال تمام وجدانهای خوب دنیا هم نمی توانند او را نجات دهند؛ جیرجیرک نمی تواند قفل را باز کند. چیزی بجز مداخله یک نیروی الهی قادر به نجات او نیست. ولی تا زمانیکه او با پری (پیام آور الهی) و مهم تر از آن با خودش صادق نباشد٬ این کار امکان پذیر نمی باشد.

 در نسخه ی به نمایش درآمده توسط تلوزیون ایران روباه و گربه م پینوکیو را ترغیب به کاشت یک سکه برای رویاندن درخت سکه میکنند که پیامی مشابه بهمراه دارد .

 

وسوسه ی لذت های مادی

 

پس از آنکه پینوکیو به راه درست باز می گردد٬ روباه مکار بار دیگر او را برای رفتن به “جزیره ی خوشی “ فریب می دهد؛جائیکه در آن هیچ مدرسه (آگاهی) و قانونی (اخلاق) وجود ندارد. در آنجا بچه ها می توانند بخورند٬ بیاشامند٬ سیگار بکشند٬ بجنگند و هر آنچه را که می خواهند نابود کنند:همه ی اینها زیر نظر درشکه چی انجام می گیرد.

جزیره ی خوشی یا همان شهربازی استعاره از “زندگی مادی” است که مشخصه های اصلی آن جهل٬ تلاش برای بهره بردن از لذتهای آنی و ارضای پست ترین تمایلات نفسانی زودگذر است. درشکه چی با علم به این موضوع که این بهترین روش به بردگی کشیدن کودکان است آنها را به این شیوه زندگی ترغیب می کند.پسر بچه هائی که در این سبک زندگی غیرعاقلانه افراط می کنند به الاغ تبدیل شده و تحت استثمار درشکه چی برای کار در معدن قرار می گیرند. این یک تصویر ترسناک دیگر از توده ی جاهل مردم است. در دنیا واقعی هم انسان با تحت تاثیر روشهای کنترل ذهن قرار گرفتن برده ی نفس خود میگردد!

خود پینوکیو هم پس از مدتی به یک الاغ تغییر شکل می یابد. به بیان رمزی٬ او به هویت مادی خود که به شکل این حیوان لجوج تجسم یافته٬ نزدیک تر است.این قسمت از داستان به ماجرای ”مسخ شدگان” یا “ الاغ طلائی” نوشته ی آپولیوس اشاره دارد؛ یک اثر کلاسیک که در مکاتب سری همچون فراماسونری آموزش داده می شود.

مسخ شدگان داستان زندگی شخصی به نام لوسیوس را روایت می کند که به طلسم ها و اوراد جادوگری بسیار علاقه مند است و ناگهان به سودای انجام یک طلسم مادی، کالبد انسانی خویش را از دست داده و به یک الاغ تبدیل می شود.این حادثه منجر به ماجراهائی طولانی و دشوار شده و در نهایت الهه ی زراعت و فراوانی ٬ایزیس٬ او را به کالبد انسانی خویش برمی‌گرداند. داستان مسخ شدگان٬ از نظر خط کلی داستان٬ کنایه های معنوی و شکل ورود به اسرار با ماجرای پینوکیو مشابهت بسیار دارد.

پینوکیو٬ بار دیگر به خود می آید و از زندان زندگی پست مادی یا همان جزیره ی خوشی فرار می کند.

 

آغاز مسیر تعالی

 

پینوکیو به خانه باز گشته تا به پدرش ملحق شود ولی بمحض ورود٬ با خانه ی خالی مواجه می گردد.سپس متوجه می شود که یک نهنگ بزرگ ژپتو را بلعیده است. این عروسک خیمه شب بازی به درون آب پریده و برای یافتن سازنده ی خود وارد دهان نهنگ می شود . این ورود نهائی اوست ؛ جائیکه او باید از تاریکی یک زندگی ناآگاهانه (بطور نمادین شکم وال) بسوی کسب نور معنوی بگریزد.

در اینجا٬ کارلو کولودی به شدت از داستان کلاسیک یونس نبی که در کتب دینی مسیحی ٬ اسلامی و یهودی نیز آمده٬  الهام گرفته است. می توان شرح این داستان را در آموزه های سری (و نه کتب معتبر دینی) چنین یافت:

 “یونس شخصیت اصلی  “داستان یونس” است. او کسی است که از جانب خدا ماموریت یافت تا به شهر نینوا رفته و رسالت خود را ابلاغ کند. اما یونس سرپیچی کرد و برای فرار از پیشگاه خداوند به سمت یافا (شهری در فلسطین اشغالی) گریخت. پس از آن به مقصد شهر ترشیش سوار یک کشتی شد. در همین زمان یک طوفان بزرگ رخ داد و ملوانان با اطلاع از اینکه این یک طوفان عادی نیست(حاصل خشم خدایان است) ٬ با قرعه کشی تصمیم گرفتند که یونس باید قربانی شود. یونس نیز این تصمیم را پذیرفته و اظهار می کند در صورت انداختن وی به دریا٬ طوفان تمام خواهد شد. ملوانان تلاش می کنند تا کشتی را به ساحل برسانند ولی ناامیدی از انجام این کار موجب می شود که در نهایت او را به دریا پرتاب کنند. در این هنگام دریا آرام گرفت و یونس به طرز معجزه آسائی توسط یک ماهی بزرگ که از جانب خدا آماده شده بود٬ بلعیده شده و نجات می یابد. او سه روز و سه شب در شکم ماهی محبوس بود.(فصل اول- بخش ۱۷) در فصل دوم آمده است که یونس در شکم ماهی بخاطر این مصیبت به درگاه خدا دعا کرد ومتعهد شد تا شکرگزار بوده و به وعده ی خود با خدا عمل کند.سپس خدا به ماهی فرمان داد تا یونس را از شکم خود خارج نماید”

یونس پس از بازگشت معنوی.

منلی پی هال درمورد معنای رمزی ماجرای یونس و نهنگ چنین می گوید:

 “زمانیکه بعنوان نمادین از شیطان استفاده می شود٬ ماهی کنایه از زمین (ماهیت پست آدمی) و آرامگاه(مدفن اسرار) است.بنابراین٬ همانطور که مسیح سه روز در گور مدفون بود٬ یونس نیز سه روز در شکم “ماهی بزرگ” محبوس شد. امروزه٬ بسیاری از پدران مقدس در کلیساها بر این باورند که “وال”ی که یونس را بلعید نماد خدای پدر است که وقتی پیامبر ناامید به دریا پرتاب می شد٬ او را درون وجود خود پذیرفت تا به مکانی امن برساند.داستان یونس در حقیقت اسطوره ی ورود به اسرار بوده و “ماهی بزرگ” نمادی از تاریکی جهلیست که انسان را آنزمان که از کشتی به دریا (زندگی) پرتاب می شود(به دنیا می آید)٬ در بر گرفته است.” منلی پی هال٬ آموزه های سری تمام اعصار

[ چهارشنبه نوزدهم مهر 1391 ] [ 7:27 بعد از ظهر ] [ Hamidreza mirfallah ]

[ ]

       

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه